تبليغاتX
ترکم مکن

ترکم مکن

سلام سلام خوبید دوستان؟

معذرت میخوام که دیر آپ کردم و دیر به همتون سر زدم راستش مشغول دانشگاهم

خوب همونطور که قبلا گفتم تو وبلاگ من همه چیز پیدا میشه . این دفعه هم خواستم یکم به سراغ میوه و گیاهان برم تا یکمی به جسمتون توجه کنید البته این پست ادامه داره . در ضمن یک مطلب جالبم گذاشتم تا لبخند به لبهاتون بیاد

نظر یادتون نره ها آخه بابا گناه دارم دلتون میاد نظر ندید؟ دختر به این خانومی  ، خوشگلی  ، ...

+نوشته شده در 87/01/28ساعت19:39توسط لیلا | |

برای پسران

موهای پشت سر بلند و به بیرون فر خورده باشد

سبیل به طوری که هر چه کلفت تر مردونگی بیشتر

عینک آفتابی خرمگسی سبز بد رنگ که آرم ریبن آن پاک نشده باشد

پیراهن گلدار که دکمه بالای ان باز باشد ولی اگر پیراهن مورد نظر پیدا نشد می توان از تیشرت تایتانیک با عکس دی کاپریو یا تیشرت با شماره 99 یا 55 استفاده کرد

کاپشن خلبانی سبز چمنی که به علت آفتاب خوردگی سر شانه های آن به زردی بزند

شلوار شش جیب ارتشی امریکایی اصل با جیب های بزرگ که بتوان در هر جیب آن یک متر زنجیر !!!!و یا پنجه بوکس و چاقو ضامن دار اصل زنجان جا بگیرد

کتانی آدیداس با سه خط آبی با ترک های فراوان که نشانه اصل بودن جنس است

ناخن انگشت کوچک به اندازه کافی بلند جهت خاراندن گوش

موتور فقط هوندا که بالای چراغ آن نوشته شده باشد : " بیمه دعای مادر"...موتور بدون پلاک بوده و کلاه ایمنی بر روی چراغ جلوی ان باشد و روی باک بنزین یک لنگ کشیده شده باشد


در صورت داشتن ماشین باید به نکات زیر توجه کرد
ماشین باید پیکان سفید مدل 57 باشد:

نوشتن نام titanic روی شیشه عقب پیکان

آهنگ تکنو دابس با صدای بلند

دو تا بلند گوی اضافی در ماشین

نوشتن عبارت : "چون که تکی ... بانمکی" روی صندوق عقب ماشین

پاتوق ها چمن های پارک ساعی و شهر بازی

ژل به مقدار زیاد و مدل میکروبی توصیه می گردد

شخصیت مورد علاقه : علی پروین

روکش زین موتور از پوست گوساله استفاده شود اگر نشد پرچم انگلیس هم بد نیست

تزبیح !!!!! که به نخ آن کلید بسته شده باشد و به دور مچ دست پیچیده شده باشد

در موقع حرف زدن بین هر کلمه از کلمات اوچیکتیم و کرتیم (کوچیکتیم و نوکرتیم) و ایول استفاده شود

برای دختران

مقنعه های رنگی با رنگ های تیز

توی حرف زدن ادای پسر ها رو در آوردن و تقلید کردن

کفش پاشنه دار با شلوار لی و کوله پشتی

اکیپ شدن و سر و صدا کردن و بلند بلند خندیدن

هر از گاهی احساس کنید دوست دارید در خیابان شو اجرا کنید

حتی اگر نمی دونید فمنیسم چیه بگید ما فمنیسمیم

هنگام راه رفتن خرامان راه بروید و پاهایتان جلو تر از خودتان حرکت کند

سعی کنید پسر هایی را که می بینید از روی قیافه اسم گذاری کنید

ماشین مورد علاقه : ماتیز

شخصیت های مورد علاقه : " گلزار"، اکثر بازیگران سینما ،"اندی" ، "سوزان روشن" ، "شهره" و خوانندگانی که آهنگ های دیشدام دارام می خونن

داشتن یک سگ از نوع پشمالو و بردن آن به همه جا

اصولا جزو شاگردان درس نخوان باشید چون اگر پرسیدن چرا فلان درسو ننوشتی ؟ فورا جواب بدهید :دیشب تا دیر وقت مهمانی بوده اید و وقت نکرده اید

همیشه در جیب خود مقداری مایه تیله داشته باشید تا دوستانتان را (حتی به زور) مهمان کنید

جوات یعنی ...

جوات یعنی کفش صندل با جوراب

جوات یعنی شلوار پیله دار

یعنی بلوز پیچسکن املتی

یعنی ایتس ایتس ، یعنی آهنگ نسترن

جوات یعنی آرایش قهوهای تابلو

یعنی مانتو اپل دار

یعنی نمره ی 20 تو دانشگاه

یعنی 13 بدر پارک دانشجو

اگه تازه ازدواج کردید و اولین بار می رید سیرابی شیردون می خورید خیلی جواتید

جوات یعنی پشت مو یعنی سگک کمربند،یعنی زنجیر؛یعنی عشق لاتی ولی شکلاتی

اگه تو مراسم پارتی یکی از بچه ها دعوتی وتیپ یک دست زرشکی زده اید و توی همه ی عکسها هستی و برای دیگران شاخ گذاشتی خیییییییییییییییییییییلی جواتید

اگه جمعه ها کوه می ری و یه ضبط 1000 وات انداختی تو کولت و جواد یساری گوش می کنی بدون خییییییییییییییییییییلی جواتی

اگه از پیکان مدل 54 ت ، شونصد تا آیینه و CD و از این دری وریا آویزون کردی و یه بوق بیابونی هم براش گذاشتی خیلی جواتی

+نوشته شده در 87/01/28ساعت19:20توسط لیلا | |

خواص دارویی پسته

 

 پسته درختی است که ارتفاع آن به حدود 5 متر میرسد ، برگ های این درخت متناوب و مرکب از 2 تا 3 برگچه نوک تیز با برگه انتهایی است که رنگ آن سبز روشن است و برگ های آن خوشه ای است . پسته دارای مواد غذایی فراوان است برای تقویت بیمادان و اشخاص ضعیف مفید است . کسانی که مبتلا به کم خونی هستند روزی چند عدد ر باید بخورند . برای مغز ، آرامش اعصاب و قلب ، باز کردن مجاری کلیه موثر است . برای التیام زخم دهان مفید است .

خواص دارویی پرتقال

پرتقال درخت کوچکی دارد و از خانواده Rutaceae   و برگ های سبز دارد . گل های آن معطر و به رنگ سفید است . میوه آن معطر و در اندازه متوسط است . در برخی ارقام درشت و پوست آن نارنجی کمی ناصاف و گوشت آن شیرین یا ترش است . خون را تصفیه می کند ، سنگ کلیه و صفرا را از بین می برد ، نرم کننده سینه و مقوی معده و ضد اسپاسم است .

خواص دارویی چای سبز

چای سبز یک نوشیدنی مفید و مصرف آن در کشورهای آسیایی بیشتر است . به طوری که آسیایی ها روزانه حدود 3 فنجان چای می نوشند . موارد استفاده زیادی در درمان برخی عفونت ها و هضم غذا موثر است . خاصیت سفید کننده دارد و از برگ چای سبز برای تسکین جای نیش حشرات و آفتاب سوختگی استفاده می شود .

خواص دارویی تربچه

مواد شیمیایی موجود در در ر از فعالیت نوعی آنزیم جلوگیری می کند که سبب تشکیل جرم می شود . تربچه از پوسیدگی و افتادن دندانها جلوگیری می کند . پیشتر نیز کشف شد ه بود که بوی ر برای سینوس ها مفید است و از ابتلا به سرطان و لخته شدن خون جلوگیری می کند و در بهبود افرادی که شیمی درمانی می شوند مفید است .

 

خواص دارویی چغندر

چغندر (Beets)  گیاهی است که در ناحیه مدیترانه و شرق اروپا وجود دارد و در حال حاضر در بیشتر نقاط دنیا کشت می شود . چغندر دو نوع میی باشد ، یک نوع آن معمولی است که به رنگ بنفش تیره یا قرمز است و نوع دیگر آن چغندر قدن است که زرد روشن است . کلیه را تقویت می کند و برای پانسمان زخم و درمان تاول مصرف می شود.

 

+نوشته شده در 87/01/28ساعت17:36توسط لیلا | |

 خوب دیگه خونه تکونی هم تموم شد خسته شدیما مخصوصا مامانی گلم . اما هنوز یه خونه مونده یادت نیست کجا رو میگم؟ بابا همونی که خیلی بزرگه خیلیم مهمه همونی که ... باشه سخت نگیر میگم کجاست . دلمو میگم نمیدونم شما تکوندینش یا نه اما من هنوز این کارو نکردم . خوب بذار ببینم...... ایییییییم اهان یک پسره مزاحم که غیر از مزاحمت چیزی نداشت  این بپره از این خونه ، عشقم که جاش ثابت تر شد ، خانوادم که صاحب خونه اصلین ، اما این آخر سالی یه مهمون جدید داشتم دوستشم داشتم نگران بود سعی می کردم نگرانیشو کم کنم اما مثل اینکه نشد سعی کرده بره اما میخوام بهش بگم خیال کردی شما باید بمونی تو دوست منی پس ترکم مکن

+نوشته شده در 87/01/01ساعت9:23توسط لیلا | |

زن یعنی نـاز ... مرد یعنی نیــاز ...

مرد یعنی غرور، زن یعنی شکست غرور ... مرد یعنی باید ، زن یعنی شاید ...

مرد یعنی آری،زن یعنی گاهی...مرد یعنی حتما ، زن یعنی هرگز ...

مرد یعنی اصرار ، زن یعنی انکار ... مرد یعنی بودن ، زن یعنی فنا ...

مرد یعنی دیدن ، زن یعنی چشم فرو بستن ...

مرد یعنی دم، زن یعنی باز دم...

مرد یعنی منطق ،زن یعنی احساس...

مرد یعنی حکومت ،زن یعنی اطاعت ...

مرد یعنی سخاوت ،زن یعنی صداقت...

مرد یعنی رهایی،زن یعنی تسلیم ...

مرد یعنی شرافت،زن یعنی نجابت... مرد یعنی نهایت ،زن یعنی بدایت...

مرد یعنی خشونت ،زن یعنی لطافت... مرد یعنی غیرت ، زن یعنی عزت ...

مرد یعنی من،زن یعنی ما... مرد یعنی صلابت،زن یعنی قداست ..


مرد یعنی  پیمودن ، زن یعنی صبوری...مرد یعنی اکنون،زن یعنی فردا...

مرد یعنی ساختن ،زن یعنی سوختن...مرد یعنی رهبر،زن یعنی راهبر ...

مرد یعنی دلدار ،زن یعنی دلداده... مرد یعنی خواستن ،زن یعنی کاستن .

مرد یعنی ربودن،زن یعنی کشش ...مرد یعنی بیارام ،زن یعنی بیاسای...

مرد یعنی یک جرعه هوس،زن یعنی جام لبریز نفس...

مرد یعنی شوهر ،زن یعنی همسر ..

مرد یعنی سالار ، زن یعنی ره سپرده به دامان یار...


مرد یعنی نیمی از وجود ، زن یعنی نیمه دیگر ...

مرد یعنی پدر ، زن یعنی مادر ...

و اما با اینهمه معانی بی انتهای دشت آشنایی ،

مرد یعنی انسان یعنی دریای احساس یعنی دوست داشتن جاودانه

 یعنی تکیه گاه وجود یعنی آرامترین خلقت ..

و زن یعنی آرامگاه خلقت یعنی از سر تا پای ایثار

و مرد یعنی واژه ی غیرت و مردانگی یعنی هستن ..شدن و گشتن

و زن یعنی مهر و وفای بی کرانه یعنی انس و صفای خالصانه

 یعنی امید بخش روزهای آینده یعنی همراه و همدم تنهایی ها و غربت

و همسفر راه پررمزو راز زندگی و در یک کلام مرد یعنی پدر برای آنکه در باغ

عشق و وفا و صفایش در دامانت خواهدبالید

و مرد یعنی تنها یک واژه وآنهم مرد ...

و زن یعنی تنها یک واژه و آنهم عشـق ...

+نوشته شده در 87/01/01ساعت9:21توسط لیلا | |

اي معناي انتظاريک لحظه بايست...ديوانه شدن به خاطرت کافي نيست يک لحظه بايست و يک جمله بگو....تکليف دلي که عاشقش کردي چيست؟؟؟

 

نمي دانم پس از مرگم چه خواهد شد....نميخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت.....ولي بسيار مشتاقم که از خاک گلويم سوتکي سازد....به دست کودکي گستاخ و بازيگوش و او يکريز و پي در پي دم خويش را بر گلويم سخت بفشارد و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد...بدين سان بشکند در من سکوت مرگبارم را..............

 

زمان طولاني مي شودبراي کساني که غصه دارند ، کوتاه مي شود براي کساني که شاد هستند، دير مي گذرد براي کساني که منتظر هستند، زود مي گذرد براي کساني که عجله دارند اما............ ........ اما ابدي ميشودبراي کساني که عاشق هستند

 

از روزگار دلم گرفته، از اين تکرار دلم گرفته، دلم مي خواد گريه کنم بارون ببار دلم گرفته ، دلم مي خواد گريه کنم گريه کنم گريه کنم

 

نخ داخل شمع از شمع پرسيد : چرا وقتي من ميسوزم تو آب ميشي..؟شمع جواب داد مگه ميشه كسي كه تو قلبمه بسوزه و من اشك نريزم

 

زندگی برگ بودن در مسیر باد نیست ، امتحان ریشه هاست . ریشه هم هرگز اسیر باد نیست . زندگی چون پیچکی است ، انتهایش می رسد پیش خدا....

 

تو را با تیشه عشقم میان مرمر قلبم تراشیدم ، از آن پس من تو را چون بت پرستیدم.

 

حسرتی گر به دلم هست  همان دوری توست ، من پرستوی خزان دیده و خاموش توأم .

         

اگر از پایان گرفتن غم هایت نا امید شده ای ، به خاطر بیاور زیباترین صبحی که تا به حال تجربه کرده ای مدیون صبرت در برابر سیاهترین شبی هستی که هیچ دلیلی برای تمام شدن نمی دید .

 

+نوشته شده در 87/01/01ساعت9:16توسط لیلا | |

نوروز بزرگترين جشن ملى ايرانيان سابقه اى هزاران ساله دارد. از گذشته هاى دور آريايى هاى ساكن در فلات ايران روز اول سال و آغاز بهار را به برگزارى مراسم ويژه و توأم با سرور و شادمانى اختصاص مى دادند. برخى پژوهشگران ، ريشه تاريخى اين جشن را به »جمشيد پيشدادى» نسبت مى دهند و نوروز را »نوروز جمشيدى» مى خوانند.

اين گروه معتقدند كه جمشيدشاه بعداز يك سلسله اصلاحات اجتماعى بر تخت زرين نشست و فاصله بين دماوند تا بابل را در يك روز پيمود و آن روز (روز هرمزد) از فروردين ماه بود. چون مردم اين شگفتى از وى بديدند جشن گرفتند و آن روز را »نوروز» خواندند. اما عاملى كه »نوروز» را از ديگر جشن هاى ايران باستان جدا كرد و باعث ماندگارى آن تا امروز شد، «فلسفه وجودى نوروز» است: زايش و نوشدنى كه همزمان با سال جديد در طبيعت هم ديده مى شود.

دكتر ميرزايى جامعه شناس در اين باره مى گويد: «يكى از نمودهاى زندگى جمعى، برگزارى جشن ها و آيين هاى گروهى است، گردهم آمدن هايى كه به نيت نيايش و شكرگزارى و يا سرور و شادمانى شكل مى گيرن.  برهمين اساس جشن‌ها و آيين‌هاى جامعه ايران را هم مى توان به سه گروه عمده تقسيم بندى كرد: جشن ها و مناسبت‌هاى دينى و مذهبى - جشن هاى ملى و قهرمانى و جشن هاى باستانى و اسطوره‌اى. جامعه ايران در گذشته به شادى به عنوان عنصر نيرو دهنده به روان انسان، توجه ويژه‌اى داشتند. آنها براساس آيين زرتشتى خود چهار جشن بزرگ و ويژه تيرگان ، مهرگان ، سده و اسپندگان را همراه با شادى و سرور و نيايش برگزار مى كردند.

دراين بين نوروز بنا به اصل تازگى بخشيدن به طبيعت و روح انسان همچنان پايدار ماند. گرچه باتوجه به قانون تغيير پديده هاى فرهنگى ، نوروز هم ناگزير نسبت به گذشته با دگرگونى هايى همراه است.

به هرحال در آيين‌هاى باستانى ايران براى هر جشن «خوانى» گسترده مى‌شد كه داراى انواع خوراكى‌ها بود. خوان نوروزى «هفت سين» نام داشت و مى‌بايست از بقيه خوانها رنگين تر باشد.

اين سفره مــعــمـولاً چـندســاعــت مانــده به زمان تـــحويل ســـــال نو آمـــاده بود و بر صفحه اى بلندتر از سطح زمين چيده مى شد. همچنين ميزدپان (MAYZADPAN) به منظور پخش كردن خوراكى‌ها در كنار سفره گماشته مى‌شد. اين خوان نوروزى برپايه عدد مقدس هفت بنا شده بود. توران شهريارى، سخنران جامعه زرتشتى معتقد است: «تقدس عدد هفت از آيين مهر يا ميتراست و به سالهاى دور باز مى گردد. در اين آيين هفت مرحله وجود داشت براى اينكه انسان به مقام عالى و آسمانى برسد. پس عدد هفت از پيش از زرتشت براى انسان عزيز بوده و در آيين هاى مختلف و به نمادهاى گوناگون ديده مى شود، مانند هفت آسمان، هفت دريا، هفت گياه و...» همچنين اسناد تاريخى از برپايى سفره هفت سين به ياد هفت امشاسپندان خبر مى دهند؛ طبق اين اسناد، هفت امشاسپندان مقدس عبارت بودند از:

اهورامزدا(به معنى سرور دانا)، و هومن (انديشه نيك ) ، ارديبهشت (پاكى وراستى )، شهريور (شهريارى آرزو شده با كشور جاودانى )، سپندارمزد (عشق و پارسايى ) ، خرداد (رسايى و كمال ) و امرداد (نگهبان گياهان).

اما در بسيارى از منابع تاريخى آمده است كه «هفت سين»  نخست «هفت شين» بوده و بعدها به اين نام تغيير يافته است.

شمع، شراب ، شيرينى ، شهد (عسل) ، شمشاد، شربت و شقايق يا شاخه نبات، اجزاى تشكيل دهنده سفره هفت شين بودند. برخى ديگر به وجود «هفت چين» در ايران پيش از اسلام اعتقاد دارند. سخنران جامعه زرتشتى در اين باره مى گويد: «در زمان هخامنشيان در نوروز به روى هفت ظرف چينى غذا مى‌گذاشتند كه به آن هفت چين يا هفت چيدنى مى گفتند.

بعدها در زمان ساسانيان هفت شين رسم متداول مردم ايران شد و شمشاد در كنار بقيه شين هاى نوروزى، به نشانه سبزى و جاودانگى برسر سفره قرارگرفت. بعد از سقوط ساسانيان وقتى كه مردم ايران اسلام را پذيرفتند، سعى كردند كه سنت‌ها و آيين‌هاى باستانى خود را هم حفظ كنند.

به همين دليل، چون در دين اسلام «شراب» حرام اعلام شده بود، آنها، خواهر و همزاد شراب را كه »سركه» مى شد انتخاب كردند و اينگونه شين به سين تغيير پيداكرد.»
البته در اين‌باره تعابير مختلفى وجوددارد. چنانچه در كتاب فرورى آمده است: كه در روزگار ساسانيان، قابهاى زيباى منقوش و گرانبها از جنس كانولين، از چين به ايران وارد مى‌شد.  يكى از كالاهاى مهم بازرگانى چين و ايران همين ظرف‌هايى بود كه بعدها به نام كشورى كه از آن آمده بودند «چينى» نام گذارى شد و به گويشى ديگر به شكل سينى و به صورت معرب «سينى» در ايران رواج يافتند. به هرروى خوراكى‌هاى خاصى بر سفره هفت سين مى‌نشينند كه عبارتند از: سيب، سركه، سمنو، سماق، سير، سنجد و سبزى (سبزه) خوراكى هايى كه به نيت هاى گوناگون انتخاب شده اند:

  سمنو: نماد زايش و بارورى گياهان است و از جوانه هاى تازه رسيده گندم تهيه مى شود

 

   سيب: هم نماد بارورى است و زايش. درگذشته سيب را درخم هاى ويژه اى نگهدارى مى كردند و قبل از نوروز به همديگر هديه مى دادند. مى گويند كه سيب با زايش هم نسبت دارد، بدين صورت كه اغلب درويشى سيبى را از وسط نصف مى كرد و نيمى از آن را به زن و نيم ديگر را به شوهر مى داد و به اين ترتيب مرد از عقيم بودن و زن از نازايى رها مى شد. 

  سماق و سیر : سماق و سير نماد چاشنى و محرك شادى در زندگى به شمار مى روند

 

  سنجد: نماد عشق و دلباختگى است و از مقدمات اصلى تولدو زايندگى. عده اى عقيده دارند كه بوى برگ و شكوفه درخت سنجد محرك عشق است.

  

سبزه: نماد شادابى و سرسبزى و نشانگر زندگى بشر و پيوند او با طبيعت است. درگذشته سبزه ها را به تعداد هفت يا دوازده كه شمار مقدس برج هاست در قاب هاى گرانبها سبز مى كردند. در دوران باستان دركاخ پادشاهان ۲۰ روز پيش ازنوروز دوازده ستون را از خشت خام برمى آوردند و بر هريك از آنها يكى از غلات را مى كاشتند و خوب روييدن هريك را به فال نيك مى گرفتند و برآن بودند كه آن دانه درآن سال پربار خواهدبود. در روز ششم فروردين آنها را مى چيدند و به نشانه بركت و بارورى در تالارها پخش مى كردند.

 

 

   سکه : نمادى از امشاسپند شهريور (نگهبان فلزات) است و به نيت بركت و درآمد زياد انتخاب ده است .

چنانچه مسلمانان قرآن، زرتشتيان اوستا و كليميان تورات را بر بالاى سفره‌هايشان جاى مى‌دهند. بر سر سفره زرتشتيان دركنار اسپند و سنجد، « آويشن» هم ديده مى شود كه به گفته موبد فيروزگرى خاصيت ضدعفونى كننده و دارويى دارد و به نيت سلامتى و بيشتر به حالت تبريك بر سر سفره گذاشته مى شود.

 

 

 

+نوشته شده در 87/01/01ساعت9:13توسط لیلا | |